1395/8/30
سلام دختر قشنگم
امروز اولین واکسن دو ماهگیته واکسن زدی ولی خوشبختانه تب نکردی جون ما تا دو روز خیلی مراقب بودیم . ببخشید دیر ب دیر برات پیام میذارم این روزها یه پام تو خونست و یه پام خونه مامان ، از بیمارستان مرخص شده و زمین گیره روزهای سختی رو میگذرونیم مامان دوست دار همش کنارش باشیم از اینکه میام خونه دلش میگیره و میترسه چون نمیتونه از جاش بلند شه و از اینکه نمیتونه باهات بازی کنه یا بغلت کنه حسرت میکشه و اشک میریزه . همه میگن لحظه شیر دادن به درسا برای مامانت دعا کن دعات مستجابه منم کم نمیزاشتم امیدوارم هر چه زودتر شفا پیدا کنه .



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



1395/8/30
